من با یک بال هم می توانم دور خود بچرخم!
چراغ روشن کوچه!...تمام دنیای من است
اما بیا این بال هم مال تو باشد..
تو فقط بپر!!
من عاشقانه می نگرم به ماه رسیدنت را......
وآرام زیر پای عابران جان می دهم..!
روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند و نمره ی من باز صفر می شود!
خدا را شکر هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام....
آرزوهایم هوایی می شوند ......
به باد می روند.....
دود می شوند.....
حس می کنم معتاد حسرت هایم شده ام......
جلد گرفته ام عشقم را با خیال و خاطره
مبادا که تا بخورد حتی گوشه احساسم
زیر دست این همه تنهایی....
دلم بچگی میکند!
پشت کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:32 توسط سحر
|