آدما یه کاری می کنند
که دیگر نمی توانی دوستشان داشته باشی
ولی عجیب
دلت واسه زمانی که دوستشان داشتی
تنگ می شود
بگذار بگویند مغرور است
من......
دیگر از ابراز احساسم برای کسی وحشت دارم
.
.
.
.
.
.
سرد بود آب پاکی که روی دستانم ریختی؟
خنده ام میگیرد
وقتی پس از مدت ها بی خبری
بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری
میگویی : دلم برایت تنگ است
یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی
دلتنگی ارزانی خودت...
همه دردم این بود
عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیشب که باران آمد … میخواستم سراغت را بگیرم …
اما خوب میدانستم این بار هم که پیدایت کنم ، باز زیر چتر
دیگرانی . . .
این که هر بار
سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزشت نیست
آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه تو هستند
زیر باران گریه می کردم
آرام و بیصدا تو چتر را بالای سرم گرفتی
اما همچنان گونه های من خیس از گریه ماند ...!
و تو هرگز نفهمیدی که چتر باید بالای دلم باشد نه روی سرم ...
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای
این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند
صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از لیاقت است !!!
عجب خیاط ماهری است دنیا
که دل هیچکس را برای ما تنگ ندوخت !
***************************************
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم
سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو شد فقط من !