حجم دلتنگـی هایمـ


آنقدر زیــآد مـی شـود


که دنیــا با تمامـ ِ وسعتش برایمـ تنگـ مـیشود


دلتنگِـ کـسـی ڪـه گردش روزگارش


بـهـ من ڪـه رسیـد از حرکـت ایستاد


دلتنگ ِ ڪـسـی ڪـه دلتنگـی هایمـ را ندیـد


دلتنگِـ خودمـ


خودی ڪـه مدتهاست گمـ کـرده امـ