نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم ![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 11:13 توسط سحر
|