میدونی، به بعضی ها بایدگفت زیاد به خودت نناز..

ﻣن ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﺯدم ﮐﻪ ﺗﻮ حتی ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﺸﻮﻧﻮم نمیﺗﻮﻧﯽ

ﺑﺰﻧﯽ ﺩر بری…!!! :)

بععععله…. !!



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 9:52 | نویسنده : سحر |

در قفس را باز بگذار
پرنده
اگر به تو عاشق باشد
بر شانه‌هایت می‌نشیند!

 



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 9:52 | نویسنده : سحر |
با تو از عشق میگفتم، از پشیمانی، و از اینكه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!...در جواب صدایی بی وقفه می گفت:"دستگاه مشترك مورد نظر خاموش می باشد!!!



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 9:51 | نویسنده : سحر |
دسـت بـه “صورتـم” نـزن !

می تـرسم بیـفتـد

نقـاب خنـدانـی کـه بـر چهـره دارم !

و بعــد

سیـل ِ اشـک هـایـم “تـــــــــــو” را بـا خـود ببــرد

و بـاز

من بمانم و تنهــــــایی …!!!

 



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 9:50 | نویسنده : سحر |

خدا ما رو برای هم نمی‌خواست .. فقط می‌خواست همو فهمیده باشیم


بدونیم نیمه‌ی ما مال ما نیست .. فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم

 

تموم لحظه های این تب تلخ .. خدا از حسرت ما با خبر بود


خودش ما رو برای هم نمی‌خواست .. خودت دیدی دعامون بی‌اثر بود
 

 

چه سخته مال هم باشیم و بی‌هم .. می‌بینم میری و می‌بینی میرم


تو وقتی هستی اما دوری از من .. نه میشه زنده باشم نه بمیرم
 

 

 نمیگم دلخور از تقدیرم اما .. تو میدونی چقدر دلگیره این عشق


فقط چون دیر باید می‌رسیدیم .. داره رو دست ما می‌میره این عشق

 

 



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 9:50 | نویسنده : سحر |
    من که به هیچ دردی نمیخورم …
    این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 10:59 | نویسنده : سحر |
 
رفتنـــت ..


نبودنت !


نــ ـ ــآمردیــت ,


نـﮧ اذیتـم کردُ نـﮧ حتـﮯ , ثآنیـه اﮮ , برآم سوآل شد !


فقــــــط ..


یـڪ بغض خفـه ام میکنــد ..


چگونـﮧ نگآهــت کرد ؟؟


ڪـﮧ مرآ تنهــآ گذآشتـﮯ ...

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 10:55 | نویسنده : سحر |
 

تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !

من را به من نبودن محکوم نکن !

من همانم که درگیر عشقش بودی !

یادت نمی آید ؟!

من همانم !

حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 10:48 | نویسنده : سحر |
چقد دردناکه آچار فرانسه همه باشی

ولی خودت گره های کور زندگیت رو به زور دندونات باز کنی …

*************************************

حالا دیگر شیشه پَهن عینک دودی هم قرمزی چشمهایم را قد نمی دهد !



تاريخ : سه شنبه هجدهم شهریور 1393 | 11:15 | نویسنده : سحر |
مسافر بی بدرقه من
اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم

باز به غیرت چشمانم که آبی پشت سرت ریختند !



تاريخ : سه شنبه هجدهم شهریور 1393 | 11:14 | نویسنده : سحر |